مرتضى مطهرى
869
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
هوازن را به كلى شكست دادند و غنائم زيادى هم نصيب آنها شد . پيغمبر اكرم كه اينها را « مؤلّفة قلوبهم » مىناميد ( مردمان ضعيفى كه دلشان را با غنيمت و اينجور چيزها بايد به دست آورد ) بيشتر يا همهء غنائم را به همينها داد . مسلمين اوّلى ، آنها كه سالها براى اسلام زحمت كشيده بودند ناراحت شدند كه چطور ما اينجا محروم مانديم ؟ يك حالت دلگرفتگى شديدى به آنها دست داد و بعد پيغمبر اكرم رفتند در ميان اين افراد و با اينها صحبت كردند . فرمودند قضيه چيست ؟ گفتند : يا رسول اللَّه ! ما گله منديم . ( اينها پيش خودشان فكر كردند كه لابد تا حالا كه قريش كافر بوده و ما كه اهل مدينه هستيم مسلمان بوديم ما عزيز پيغمبر بوديم ، حالا كه اينها كه قريشى و هم فاميل پيغمبر هستند مسلمان شدند ما ديگر از ارزش افتاديم . ) حضرت با اينها صحبت كرد ، صحبت عجيب و جالبى ، به طورى كه اينها به گريه درآمدند . بعضى نيز گفته بودند كه پيغمبر بعد از اين مكه را مركز قرار مىدهد نه مدينه را . اينها خيلى ناراحت شدند . گفتند : يا رسول اللَّه شما چه مىكنيد ؟ به مدينه مىآييد يا نه ؟ فرمود : بله ، مىآيم . بعد كه مسئلهء غنائم مطرح شد فرمود كه اينها چه ارزشى دارد ؟ ! شما من را داريد ، شما من را با خودتان ببريد . شما دوست داريد كه من از شما باشم و اين شترها و گوسفندها از آنها باشد يا بيايند عوض كنند ، شترها و گوسفندها از شما باشد من از آنها باشم ؟ گفتند : نه يا رسول اللَّه ! مىخواهيم شما از ما باشيد . بعد همه خوشحال شدند و خنديدند . حالا قضيه اين است كه انسان گاهى يك امر معنوى برايش خيلى بيشتر از امور مادى ارزش دارد . اينكه در قرآن روى يارى كردن خدا تكيه مىكند : إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ « 1 » اگر خدا را يارى كنيد خدا شما را يارى مىكند [ ناظر به همين مطلب است . ] يارى دين را يارى خدا ناميده ، با اينكه يارى دين يارى خود انسان است نه يارى خدا ، چون دين براى انسان است ، دين براى خدا كه نيست ، دين يك جريانى ، وضعى ، قانونى ، يك سلسله معارفى ، تكاليفى است كه سودش براى انسان است . خدا كه غنىّ على الاطلاق است . در نهج البلاغه هست كه خداى متعال از مردم نصرت مىخواهد و حال آنكه وَ لَهُ جُنودُ السَّماواتِ وَ الْارْضِ همهء لشكرهاى زمين و آسمان از او هستند بلكه ذرات زمين و آسمان لشكرهاى او هستند . خدا از مردم قرضه مىخواهد و حال آنكه وَ لَهُ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْارْضِ « 2 » . پس معلوم مىشود اينها تاكتيك دعوت است . علماى ادب مىگويند اينها استعطاف يعنى عاطفهانگيزى و تحريك عواطف است . اين گونه بيانها براى اين است كه عواطف تحريك بشود و
--> ( 1 ) محمد / 7 . ( 2 ) نهج البلاغه ، خطبهء 181 .